آروین آروین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره

آروین کوچولوی ناز

خرید پارچه لحاف و تشک آروین جون

سلام عزیز بابا و مامانی امروز 8 اردیبهشت باهم رفتیم از بازار پارچه لحاف و تشک نوجوانی تو رو خریدیم و تحویل مامان جون دادیم تا لحاف و تشک سیمونیت را تکمیل کنه خیلی زیبا بودند پارچه ترکیه بود انشالله بیایی حتما پسند خواهی کرد. البته بهت بگم بابایی در دوختن تشک کمک کرد. آروین جونم امروز کمی شکم مامانی درد می کرد که من از تو خواهش کردم   که کاری نکن که مامانی درد بکشه و توهم ساکت شدی و مامانی خوابید و نتونست سریال مورد علاقه اش(  فاطما گول)  رو ببینه و من هم گذاشتم ضبط کنه تا وقتی بیدار شد یا فردا نگا کنه   خوب بخوابی عزیزم ...
8 ارديبهشت 1390

روزی دیگر از روزهای خدا

سلام پسرم ! امروز هفتم اردیبهشت سال نود است و روز چهارشنبه بود. دیروز و امروز ما  به خرید رفتیم و برای تو چیزهای جدیدی خریدیم روتختی مارک ترکیه و پرده با تصاویر تام و جری که دو شخصیت کارتونی هستند که تو هنوز ندیده ای کارتون جالبی است و همه بچه ها و حتی بزرگترها از دیدن کارتون تام و جری لذت می برند شاید وقتی آمدی تو هم از این کارتون خوشت بیاید. مامان بزرگ برایت یک مدل طلا با زنجیرخریده است که روی آن کلمه الله حک شده است و گفته پشت اش اسمت را بنویسم مامان بزرگ اسمت را آرمین تلفظ می کنه و میگه کم کم یاد می گیرم درست تلفظ کنم . آبگرمکن دیواری مامان بزرگ حدود یک ماه پیش منفجره شده بود و الان به علت خیس بودن کف اطاق بیشتردرخانه ما می مان...
7 ارديبهشت 1390

یادداشت 2

سلام بابایی صبحت بخیر ! امروز ۵ اردیبهشت سال نود من و مامانت مرخصی گرفته ایم که باهم باشیم و باهم بریم خرید. ...
5 ارديبهشت 1390

یادداشت 1

امروز ۴ اردیبهشت سال نود است آروین جونم من و مامانت باهم رفتیم بازار و برای تو یک کاپشن و شلوار آبی خریدیم البته پولش رو مامان و بابا بزرگت داده بودند و همچنین یک شلوار لی و لباس نوزادی ۷ تیکه خریدیم. انشالاه بزودی بیای و انها رو بپوشی مبارکت باشه. آروین جونم مامان فردا از اداره مرخصی گرفته که کمی به خاطر تو استراحت کنه و همچنین از پولی که برای تو پس انداز کرده ایم برویم خرید. شام خونه مادر بزرگ مهمان بودیم شام هم کوکوی لوبیا پخته بود ماهم خوردیم بعد باهم دیگر امدیم خانه مان. خدانگهدارت عزیزم
4 ارديبهشت 1390

یادداشت آغازین

پسرم اکنون تو توی دل مامانی هستی و ان شا اله قراره خرداد ماه به دنیا بیای تو یک فرشته ای که با آمدنت زندگی ما رنگ و بوی بهاری می گیرد تو ثمره عشق ما و زیباترین هدیه خدایی تو با آمدنت بودن را معنی میکنی  من و بابایی خیلی دوستت داریم و بیصبرانه منتظر اومدن عزیزترین هدیه آسمانی هستیم مامان جون و باباجونم خیلی دوستت دارن خاله فاطی برا دیدنت لحظه شماری می کنه از امروز تصمیم گرفتیم تا خاطرات باهم بودنمان را بنگاریم تا به مرور زمان خاک فراموشی بر آن نشیند  عسلم زود بیا که ما بیصبرانه منتظر دیدار تو هستیم  عزیزم پنج شنبه تخت و کمدت رو آوردن خیلی خیلی  خوشگله قرمز و شیری براق ،من و با...
25 فروردين 1390